نوشته شده توسط : غلامرضا نیک نام
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری، متن پیام اسحاق جهانگیری به شرح زیر است:
 
انالله و انا الیه راجعون
 
حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای سید حسن خمینی
 
خبر درگذشت مرحوم دکتر سیدصادق طباطبایی که از پیشگامان مبارزه در راه آزادی و استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بودند، موجب تاسف و اندوه فراوان شد.
 
اینجانب مصیبت وارده را به جناب عالی، خاندان مکرّم امام خمینی(ره) ،طباطبائی، صدر و همه بستگان داغدار ایشان به ویژه سرکار خانم دکتر فاطمه طباطبایی تسلیت عرض می کنم و از درگاه باریتعالی برای آن مرحوم رحمت و غفران الهی خواستارم.
 
**پیام تسلیت معاون اول رییس جمهوری به سید محمد خاتمی
 
اسحاق جهانگیری همچنین در پیام جداگانه ای به سید محمد خاتمی رییس جمهوری اسبق کشورمان، درگذشت خواهر وی را تسلیت گفت.
 
متن کامل این پیام نیز بدین شرح است: 
 
انالله و انا الیه راجعون
 
حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای سید محمد خاتمی
 
خبر درگذشت خواهر ارجمندتان، موجب غم و اندوه شد. 
 
بی تردید نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران مرهون زحمات و بردباری چنین مادران با ایمان و آزاده ای است که فرزندان خود را در راه اسلام تقدیم کرده اند.
 
اینجانب مصیبت وارده را به جناب عالی، خاندان محترم و همه بستگان داغدار تسلیت عرض می کنم و از درگاه باریتعالی برای آن مرحومه رحمت و غفران الهی خواستارم.
 
اسحاق جهانگیری 
 
 
 


:: برچسب‌ها: تسلیت ، جهانگیری ,
:: بازدید از این مطلب : 75
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یک شنبه 3 اسفند 1393 | نظرات ()
نوشته شده توسط : غلامرضا نیک نام

روزنامه دنیای اقتصاد: عراق، سوریه، لبنان و اینک یمن؛ چهارمین کانون رقابت ایران و عربستان در منطقه خاورمیانه و در صنعا در حال شکل‌گیری است. هنوز از سطح نگرانی‌های عربستان درخصوص برنامه هسته‌ای ایران کاسته نشده بود که جنبش شیعیان حوثی (انصارالله)، زمام امور را در پایتخت یمن به‌دست گرفت. رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر نزدیک به عربستان استعفا داده و شورای ریاست‌جمهوری پنج نفره با ضرب‌الاجل انصارالله در حال تشکیل است. عربستان سال گذشته، حوثی‌ها را در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار داد و اقدامات آنها را در روزهای اخیر کودتا و نقض طرح شورای همکاری خلیج فارس دانست. سعودی‌ها این اقدام شیعیان زیدی را عرصه دیگری از نفوذ منطقه‌ای ایران می‌دانند. 
 
در مقابل اما آمریکا ادعای وجود روابط نگران‌کننده میان جنبش انصارالله یمن با تهران را رد کرده و گفته است شواهدی از دخالت ایران در فعالیت‌های این گروه وجود ندارد. در همین زمینه نشریه «فارین پالیسی» در تحلیلی نوشته‌است که منافع ایران و آمریکا در یمن در موضوع مبارزه با القاعده همسو است. این نشریه با اشاره به شعارهای ضدآمریکایی گروه‌های حوثی، افزود كه در پشت صحنه، آنها خواستار شراکت با آمریکا در مبارزه با القاعده هستند. 

به نظر می‌رسد که به دلیل نقشی که یمن در شبه‌جزیره عرب و در حیاط خلوت عربستان ایفا می‌کند، شاهد اقدامات مختلفی از سوی سعودی‌ها برای تغییر صحنه معادلات میدانی در صنعا باشیم. در همین ارتباط شبکه «بی‌بی‌سی عربی» مدعی شد که عربستان می‌کوشد سلطان عمان را نزد حوثی‌ها و ایران واسطه قرار دهد. به گزارش «انتخاب»، به‌نظر می‌رسد سخنان دبیرکل سازمان ملل مبنی بر ضرورت بازگشت به روند سیاسی مبتنی بر طرح شورای همکاری خلیج‌فارس به‌عنوان مبنای حل وفصل اوضاع، نه‌تنها بازتاب دیدگاه مشترک او با عربستان سعودی بود، بلکه از تلاش‌های عربستان پرده برداشت؛ تلاش‌هایی که از طریق سلطان‌نشین عمان برای میانجی‌گری نزد حوثی‌ها و ایران که گفته می‌شود روی حوثی‌ها نفوذ دارد، صورت می‌گیرد. پیش‌تر هم سلطان قابوس در روابط ایران با همسایگان و همچنین کشورهای غربی میانجی‌گری کرده بود. 

در ادامه این گزارش، با اشاره به سخنان اخیر عبدالملک بدرالدین الحوثی، رهبر حوثی‌های یمن آمده است که لحن دوستانه‌ای که عبدالملک الحوثی در برابر عربستان و کشورهای حوزه خلیج فارس در پیش گرفت و القاعده را دشمنی مشترک دانست، نشان دهنده حداقل منافعی است که بین آنها وجود دارد، هر چند که با یکدیگر اختلافات مذهبی دارند. اگرچه که سلمان بن عبدالعزیز، پادشاه عربستان، تاکید کرده راه پادشاه سابق را ادامه می‌دهد، اما برخی امیدوارند تغییراتی در سیاست عربستان روی دهد، به‌گونه‌ای که به طرف‌های مختلف در یمن از جمله «تجمع اصلاح» با گرایش اخوانی و نزدیک به عربستان، نزدیک شوند  که در این میان می‌تواند توازنی با حوثی‌ها برقرار کند. 

در این میان بسته شدن سفارت عربستان در یمن می‌تواند پیام‌هایی را برای جهت‌دهی به تحولات در هفته‌های آتی داشته باشد. مهم‌ترین ابزاری که عربستان و مجموعه شورای همکاری خلیج‌فارس در اختیار دارند، تحریم یمن خواهد بود. مسلح کردن قبایل همسو و همچنین حمایت از جدایی‌طلبان جنوب و طرح تجزیه یمن از دیگر اقدامات عربستان در این فضا خواهد بود. عربستان در طول دهه‌های اخیر عرصه مداخله بیشتری را داشته و از طریق علی عبدالله صالح، رييس‌جمهوري سابق يمن و همچنین خاندان الاحمر و حزب اصلاح، هزینه‌های زیادی را برای حفظ نفوذ سیاسی متقبل شده است. نفوذ ایران بیشتر جنبه معنوی داشته و همان‌گونه که برخی از رهبران انصارالله تاكيد کرده‌اند، از تفکر انقلاب اسلامی ایران الهام گرفته‌اند. 

به دلیل نفوذ و ارتباطات خوبی که ایران با جنبش انصارالله یمن دارد و نقشی که این جنبش در هدایت خواسته‌های معترضان ایفا کرده ‌است، می‌توان ایران را از بازیگران منطقه‌ای مهم در تحولات یمن به‌حساب آورد. فارغ از ارتباطات ایران با جنبش شیعیان حوثی، تهران همواره از حرکت‌های مردمی در جهت برقراری خواسته‌های آنان حمایت کرده‌است. 

به‌زعم کارشناسان و تحلیلگران مسائل منطقه، واقعیت‌های موجود و در حال شکل‌گیری در یمن، حوثی‌ها را به‌عنصری تبدیل کرده است که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت. با تغییر صحنه میدانی تحولات در یمن که سکوت عربستان را در یک ماه اخیر به دنبال داشته است، حیاط خلوت عربستان در شبه‌جزیره عرب شاهد تغییراتی است که بالقوه می‌تواند نفوذ معنوی ایران را به دنبال داشته باشد. 



:: برچسب‌ها: ریاض ، وساطت ، سلطان قابوس ، مذاکره ,
:: بازدید از این مطلب : 76
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یک شنبه 26 بهمن 1393 | نظرات ()
نوشته شده توسط : غلامرضا نیک نام

آیت الله هاشمی رفسنجانی در واکنش به تبریک مرگ ملک عبدالله توسط یکی از مسئولین کشور گفت: این کار اوج نگاه افراطی است، برخی مصالح نظام را فدای کینه‌های خود می‌کنند.

رئیس مجمع تشخیص مصلت نظام بیان داشت: آیت‌الله خامنه‌ای از رهبری شورایی حمایت کردند و من هم وقت خواسته بودم که نوبت نرسید و رهبری فردی با اکثریت رای آورد. وقتی فردی رای آورد، نوبت به انتخاب فرد رسید. خودم را می‌گویم و شاید نظر همه کسانی که رای دادند همین باشد، که کسی مناسب‌تر از آیت‌الله خامنه‌ای نبود. الان هم همین است.

متن گفتگوی آیت الله هاشمی با جمهوری اسلامی در زیر می آید:
* بسم‌الله الرحمن الرحیم، از جناب‌عالی تشکر می‌کنم که اجازه داده‌اید باعث زحمت شویم و مصاحبه را به مناسبت دهه فجر انجام ‌دهیم، ضمن اینکه دهه فجر را خدمت جناب‌عالی تبریک عرض می‌کنم. در جلسه گذشته بحث‌ها یک مقدار طولانی شد. درباره اصل ماجرای انقلاب و اینکه اصولی و درست بود و پشیمان نیستیم، صحبت شد که بیانات حضرت‌عالی خیلی مستوفی، مستدل و خوب بود. سوالات همان جلسه را صریح‌تر مطرح می‌کنیم.

* یکی اینکه اصلاً ضرورتی داشت که ما انقلاب کنیم یا نه؟ سوال دوم اینکه آیا انقلاب مسیرش را درست رفت یا نه؟
- بله، امروز می‌خواهیم سوالات بیشتری مطرح کنیم و به همین دلیل قاعدتاً اگر جواب‌ها مختصرتر باشد، به همه سوال‌ها می‌رسیم و همه مطالبی که آقایان در نظر دارند، مطرح می‌شود.

* بسم‌الله الرحمن الرحیم. من هم مجدداً از حضور حضرت عالی تشکر می‌کنم و به سهم خودم دهه فجر را تبریک عرض می‌کنم. آنچه در جلسه قبل مطرح شد، چهار محور بود. یکی ناظر به جهات ثبوتی انقلاب و ضرورت آن بود، مرحله دوم از منظر اثباتی بود که آیا شرایط اقتضا می‌کرد یا نه؟
منظر سوم این بود که آیا راه را درست طی کرده‌ایم یا نه؟ حضرت‌عالی هم مستوفی بحث فرمودید. یک محور دیگر مانده که من آن را با توضیحی مطرح می‌کنم. همان‌گونه که آن جلسه هم عرض کردم، معنای این سوالات لزوماً این نیست که ما هم‌چنین اشکالاتی داریم. محور چهارم این است که با توجه به این همه هزینه‌ای که تاکنون از نظر مادی و معنوی، هم برای بقا و هم برای حصول انقلاب صورت گرفته، واقعاً بین دستاوردها و هزینه‌هایی که شده، تناسبی برقرار هست یا نه؟ به عبارت دیگر واقعاً صرف می‌کرد که انقلاب صورت بگیرد؟

مخصوصاً در سال‌های اخیر، برخی‌ها با پرسش‌هایی مواجه شده‌اند و پس از مقایسه آنچه که قبل از انقلاب بوده و بعد از انقلاب شده و یا مقایسه جامعه ما و دیگر جوامع، این سوال به صورت جدی برایشان مطرح است. از این نظر آیا هزینه‌ها‌ی مادی و معنوی که تاکنون شده، در راستای اهداف انقلاب بود؟ وضعی که اینک در آن قرار داریم، وضعی که به فرض اگر انقلاب نمی‌شد، در ایران بود و وضع آینده در این پرسش نهفته است. چون بعضی‌ها می‌گویند: اگر انقلاب نمی‌شد، به هر حال کشوری بود ـ ولو با یک رژیم نامشروع ـ و رژیم پهلوی هم برای بقای خودش خدماتی ارایه می‌داد. یعنی این‌گونه نبود که بایستد و برای آینده کاری نکند. در وضع فعلی و از نظر اقتصاد، معیشت، فرهنگ، فساد اجتماعی و سیاسی هم مسایلی مطرح شده است.

به هر حال سیستمی را طراحی کردیم که براساس آن هشت سال سرنوشت یک کشور و فرصت‌هایی را که خیلی ارزشمند بوده، در اختیار یک جریان یا شخصی قرار گرفت و همه‌گونه هم حمایت شد. این هشت سال خوب یا بد ـ که خیلی بد بود ـ گذشت.

برای مردم مساله جایگاه روحانیت و ارزش‌های دینی مهم است و این دغدغه‌ها، در وجود کسانی است که به این انقلاب تعلق خاطر دارند و در این کشور زحمت کشیده‌اند. حضرت‌عالی و امثال حضرت‌عالی مبارزه کردید و زحمت کشیدید، ولی همه مردم این انقلاب را دوست دارند.

الان که در یک فضای صمیمی داریم بحث می‌کنیم، آیا بین دستاوردهایی که داریم و هزینه‌هایی که شده و ذهنیتی که نسبت به دین، مذهب، حکومت دینی و دیدگاه‌ها و شخصیت حضرت امام، وجود دارد، تناسبی هست؟ درست است که الان بلندگو دست کسانی هست که ممکن است خودشان مسبب این وضعیت باشند و همیشه از خوبی‌ها می‌گویند و انگار هیچ عیبی نداریم.

اما اینها واقعیت‌های اجتماعی نیست. نگرانی اصلی ما این است که اگر این روند ادامه پیدا کند، واقعاً سرنوشت این انقلاب چه می‌شود؟ اگر یک سرنوشت مبهم جلوی چشمان ما باشد، واقعاً می‌ارزید چنین انقلابی صورت بگیرد؟ ممکن است بفرمایید که همه اینها را پیش‌بینی نمی‌کردیم و بعدها در عمل اتفاق افتاد و باید از انقلاب دفاع کنیم که من این را قبول دارم. ولی اگر واقعاً شرایط مشابهی در یک کشور و در یک جامعه دیگر بوجود بیاید، آیا حضرت‌عالی انقلابی را که در ایران واقع شد، تجویز می‌فرمایید؟

- بسم‌الله الرحمن الرحیم، اولاً من از کلیت انقلاب و اهداف متعالی آن دفاع می‌کنم. ثانیاً نمی‌خواهم از همه اتفاقاتی که افتاده، دفاع کنم. از همان روز اول هم نسبت به بعضی از مسایل انتقاد داشتیم. وقتی انقلاب شروع شد و ما پیروز شدیم، انتقاد داشتیم که مشخص شده و در تاریخ ثبت است. پس من این‌گونه فکر نمی‌کنم که همه آنچه را که عمل شده، درست بود. کارهای بدی هم انجام گرفته است.

اولین سوال شما این است که با این هزینه‌هایی که دادیم، آیا می‌ارزید انقلاب کنیم یا نه؟ جواب این است که اولاً معلوم نیست انسان همیشه فکر کند که این هزینه‌ها پیش می‌آید و ثانیاً احتمالش داده می‌شد. به هر حال هر کس در هر جا انقلاب می‌کند، اتفاقاتی به دنبال خواهد داشت. حتی وقتی که پیامبر(ص) آمدند و دین اسلام را آوردند، ادیان دیگر بودند و مردم هم دنبال دینشان بودند. معلوم است که از این اتفاقات می‌افتد و این نمی‌شود که انسانی بیاید جامعه‌ای را دگرگون کند و فکر کند که همه دنبالش می‌‌آیند. حتماً عده‌ای مخالفت می‌کنند و جنگ و دعوا می‌شود.

در تاریخ اسلام می‌خوانیم که پیامبر(ص) بعد از حضورشان چقدر جنگ کردند و چقدر کشته در آن زمان در آن منطقه کوچک پیش آمد! آیا می‌ارزید که این کار را بکنند؟ مگر خود حضرت علی(ع) که آمدند و خلافت را قبول کردند ـ علم غیب ایشان را ندیده می‌گیریم ـ جنگ جمل، جنگ نهروان و جنگ صفین پیش نیامد؟

اتفاقاً همین، سوالی بود که ده نفر از بهترین شخصیت‌های آن روز شیعه از حضرت‌علی(ع) که حالت استیضاح هم داشت، کردند و گفتند که چرا این‌گونه شد و چرا شما این کار را کردید؟ چرا خلافت را به دیگران واگذار کردید و الان آمدید و شرایط این‌‌گونه را تحویل گرفتید و این همه خسارت به بار آمد؟ جوابی که حضرت دادند، بسیار عقلانی و با توجه به مجموعه شرایط بود و بنا شد که آن ده نفر به نمازهای جمعه بروند و مسایل را بگویند.

در همین انقلاب، ما که نمی‌خواستیم با کشور همسایه خود بجنگیم، ولی پیش آمد. ممکن است شرایط به گونه‌ای بود که اگر مدیریت می‌شد، جنگ نمی‌شد. البته شواهد و اسناد تاریخی که بعدها دیدیم، تاکید می‌کنند که تحمیل کردن جنگ بر ایران حتمی بود. به هر حال جنگیدیم و ۸ سال خسارت‌های فراوان دادیم، مخصوصاً بهترین جوانان کشور را از دست دادیم. اما مقدمه‌ای شد برای اینکه صدام و حزب بعث از منطقه کَنده شوند. صدام و حزب بعث موجود خطرناکی بودند و ممکن بود همه منطقه را به دردسر بیندازند. اینکه الان بگوییم می‌ارزید یا نه؟ معنایش این است که هر کاری انسان بکند و در مسیر آن مشکلاتی پیش بیاید، این سوال پیش می‌آید که آیا می‌ارزید ما این کار را بکنیم؟

در زمان مبارزه محاسباتی می‌شد که با آن محاسبات، علیه رژیم پهلوی مبارزه می‌کردیم و به زندان می‌رفتیم. حتماً در مراحل مختلف، آن هم در کاری به بزرگی انقلاب اشتباهاتی شده که باید با واقع‌بینی اشتباهات را بگوییم. من در اصل کار و ضرورت اثرات انقلاب شکّی ندارم. نظام شاهنشاهی را برانداختیم. این را همه می‌پذیرند که اصلاً نظام شاهنشاهی غلط است و بشر نمی‌تواند با آن نظام زندگی کند. مگر نظم سلطنتی مثل انگلیس که شاه فقط الگویی برای کار و تشریفاتی است. اما حکومت سلطنتی مساله واقعاً خطرناک است و قانون آن در این شرایط دنیا اصلاً معنایی ندارد.

بعد از پیروزی نظام را محکم کردیم. یعنی از روز اول درست کار کردیم تا پایه انقلاب محکم شود.

در طول این ۳۵ سال اتفاقاتی افتاد که مربوط به عملکرد است. فکر می‌کنم حرف‌های شما هم درباره عملکرد باشد. بله اشتباهاتی در عملکرد می‌بینم و شاید در هیچ موردی هم ساکت نبودم و خودم دنبال آن بودم و راضی هم نبودم. ولی اصل نظام و خدمت به نظام را لازم می‌دانم و هنوز هم لازم می‌دانم. این نظام با همه این مشکلاتی که دارد، بهترین شکل حکومت در نظام‌های منطقه‌ای و حتی جهان اسلام است.

البته جایی مثل ایران و با این ویژگی‌ها و با عقاید تشیع پیدا نمی‌کنید. ما شیعه هستیم و نمی‌خواهیم مذهب خود را ندیده بگیریم. بالاخره توانستیم حکومتی در این زمان و در بهترین جای منطقه که ایران است، شکل دهیم که مردمش از اول علاقه‌مند به اهل بیت(ع) بودند. روشن است که اساس کار درست است. یکی یکی عملکردها را بگویید تا درباره آنها بحث کنیم.

* به هر حال سیستمی درست کردیم که قانون اساسی دارد. اما گاهی گفته می‌شود قانون اساسی یک اصل بیشتر ندارد و آن اصل چهار است که تفسیر اصل آن را به دست فقهایی که منصوب هستند، سپردیم. فعلاً کاری به جهات شرعی و غیرشرعی آن نداریم، اما الان ضمانت اجرایی کامل این قوانین، به یک جایگاه و یک نفر بر می‌گردد. بحث سر مشروعیت و عدم مشروعیت نیست. بحث سر این است که بازده این نحوه سیستم و این قانونگذاری در مقایسه با نظامی که قبلاً بود، چگونه است؟ در گذشته هم قانون بود، اما التزام به قانون نبود. می‌دانیم که بسیاری از قوانین سابق را بعد از انقلاب تجدیدنظر کردیم و دیدیم همان قانون قبلی درست بود و دوباره برگشتیم.

- شما می‌گویید که اگر یک نفر همه اختیارات را داشته باشد و جوابگو هم نباشد، انحراف از قانون است. اما در ساختار ما چنین نیست. سازمان ما خوب طراحی شده است. یعنی طراحی‌اش این‌گونه بود که ۸۰ نفر از مجتهدان عادل که دارای همه شرایط هستند و مردم آنها را انتخاب کردند، در خبرگان برای انتخاب و نظارت بر رهبری حضور دارند.

اولاً می‌خواستیم حق مردم را محفوظ نگه داریم که حفظ کردیم. چون مردم نمایندگان خبرگان را انتخاب می‌کنند. یعنی اینها نماینده افکار مردم هستند و مثل نمایندگان مجلس، باید افکار مردم را منعکس کنند و اگر این کار را نکنند، در مقابل مردم مسوول هستند. سازمان درستی را تنظیم کردیم تا انسانی را با آن شرایط انتخاب کنند. حتی در قانونی که همین خبرگان نوشتند، راه عزل هم آمده است. وظیفه خبرگان مشخص است.

کمیسیون تحقیق درست کردند. کمیسیون تحقیق متشکل از ده نفر از فحول علماست که باید دایماً عملکرد رهبری و سازمان‌های مربوط به ایشان را زیرنظر بگیرند و به خبرگان گزارش بدهند. یا آنها را به خبرگان دعوت کنند که بیایند و جواب بدهند. ما الان یک بند یک صفحه‌ای در آیین‌نامه‌ خبرگان داریم و قانون است که چگونه به این موضوع رسیدگی کنیم. اگر می‌گویید سازماندهی خوب نشده است، من معتقدم سازماندهی، خیلی خوب شده است. اینکه یک نفر این‌گونه داشته باشیم، این برای ایران و با مبانی تشیع که ما به آنها معتقد هستیم، تازگی ندارد. نظام ولایی نظر همه فقهاست. البته بعضی‌ها قبول ندارند و محدود به امور حسبیه می‌دانند. آیت‌الله منتظری بهترین و مفصل‌ترین کتاب‌ها را درباره ولایت فقیه نوشت.

قبلاً هم گفتم در پیش‌نویس قانون نبود و خود آیت‌الله منتظری آورد. ایشان رئیس خبرگان بود و این را در دستور آورد و دفاع کردند و تصویب شد. من این را قبول دارم و اگر به مقتضیات آنچه که نوشتیم و قانون قطعی است، عمل شود، بسیار خوب است. یعنی جایی باشد که براساس عدالت، تقوا، مدیریت و همان شرط‌هایی که در قانون آمده، از شرایط رهبری مواظبت کند تا مقبول باشد و مردم هم او را قبول داشته باشند. این است که می‌گوییم فصل الخطاب و ضامن عدالت و خیلی چیزهاست و اگر انحراف پیدا شود، این مسایل هم می‌تواند اتفاق بیفتد.

* چیزی که خیلی مهم است، این است که این تئوری پردازی‌ها در عمل هم درست جواب بدهد. اگر چنین تئوری پردازی‌هایی بشود و نظریه‌های خیلی خوبی مطرح شود و روی کاغذ هم بیاید و به عنوان قانون هم مطرح شود، ولی در میدان عمل این امکان وجود داشته باشد که به قوانین عمل نشود و آب از آب تکان نخورد و مملکت به یک طرف دیگر، غیر از آن طرفی که قانون در نظر گرفته، برود، در آنجا چه باید کرد؟

- هرکار مثبتی که در دنیا بشود، احتمال انحراف در آن پیش می‌آید. همه کارهای اجتماعی بشر این‌گونه است. حتی دینی که می‌آید، اتفاقاتی می‌افتد، ظلم‌هایی می‌شود و جنگ‌هایی اتفاق می‌افتد. اگر غیر از این بود که خداوند چنین انسانی را خلق نمی‌کرد. یعنی همان حرف ملائکه می‌شد که چرا می‌خواهید انسان خلق کنید؟! در بشر این‌گونه، هرکاری کنید، این اتفاق می‌افتد و احتمالش هست.

البته پیش‌بینی حراست آن هم می‌شود و در اینجا هم پیش‌بینی هم شده است. یعنی کاملاً با تجربه پیش‌بینی شده بود و می‌بایست درست عمل می‌شد، همان موقع برای غیر از امام(ره)، شورای پنج نفری در قانون اساسی بود. البته شاید مدیریتش ضعیف می‌شد، ولی اطمینانش بیشتر بود و ما هم که گرداننده بودیم، به شورا رسیدیم و سه نفر را معرفی کردیم. درست هم انتخاب کردیم. آیت‌الله خامنه‌ای، آیت‌الله موسوی اردبیلی و آیت‌الله مشکینی بودند. گفتیم اینها شورا باشند و به مجلس خبرگان آوردیم، اول موضوع رهبری فردی یا شورایی بودن مطرح شد و آیت‌الله خامنه‌ای از رهبری شورایی حمایت کردند و من هم وقت خواسته بودم که نوبت نرسید و رهبری فردی با اکثریت رای آورد.

وقتی فردی رای آورد، نوبت به انتخاب فرد رسید. خودم را می‌گویم و شاید نظر همه کسانی که رای دادند همین باشد، که کسی مناسب‌تر از آیت‌الله خامنه‌ای نبود. الان هم همین است. من همین‌مقدار جواب سوال شما را می‌دهم و شما هم جواب سوال مرا بدهید که «اگر فردا آیت‌الله خامنه‌ای نباشد، چه کسی را دارید که به عهده بگیرد و مثل ایشان سابقه انقلابی، اجتهاد و آشنایی با همه شرایط کشور و جهان داشته باشند، به خصوص نیروهای مسلح را خوب بشناسند.»

* اشکال ما همین جاست. همه ما برای سلامتی ایشان دعا می‌کنیم. اشکال ما همین است که خدای نخواسته اگر مشکلی برای ایشان به وجود بیاید، سرنوشت این نظام اسلامی و نظام ولایت فقیه با این قانون اساسی، می‌خواهد به دست چه کسی سپرده شود؟

- من می‌گویم کاری که کردیم، در زمان خودش کار درستی بود. اینکه به دست چه کسی می‌افتد، یک نگرانی برحق است. امّا اگر اشکالی هست، در عملکرد خبرگان است. اگر خبرگان به وظیفه خودشان درست عمل کنند، در صورت نبودن یک فرد مناسب حتماً می‌توانند شورایی کنند. چون قانون شوراشدن هم باز است.

شاید در آینده بدون شورا نتوانند کار درستی انجام بدهند. البته این کار تا حدودی به مردم هم بر می‌گردد، چون اگر مردم نمایندگان خود را درست انتخاب کنند، می‌توان امیدوار بود. اتفاق بد در مجلس و هر جای دیگر که مردم بد انتخاب کنند، می‌افتد. در دنیا هم می‌افتد. اصلاً شما جایی را پیدا نمی‌کنید که در عبور از همه گردنه‌های مشکل، کاملاً درست عمل کرده باشند.

* همانطور که می‌فرمائید نظام‌های سیاسی مشکلاتی در عمل پیدا می‌کنند. ولی در برابر مشکلاتی که پیدا می‌شود، سعی می‌کنند نظام را بازسازی کنند. الان ۲۵ سال از بازنگری قانون اساسی گذشته است. حتماً این ساختار یک مشکلاتی دارد که در عمل خودش را نشان می‌دهد.

من دو مثال ‌می‌زنم، در همان شورای بازنگری قانون اساسی، طرحی آورده شد که به طرح «توقیت» معروف شد که رهبری ده ساله باشد و بعد از ده سال مجلس خبرگان بنشیند و عملکرد را بررسی کند و اگر تایید شد، تمدید کند و اگر نخواست، کس دیگری را انتخاب کند. یا طرح دیگری به نام نظارت بر عملکرد رهبری آورده شد که آن موقع تقریباً جناح چپ مخالفت کردند و به نتیجه نرسید و در قانون اساسی در همین حد تصویب شد که نظارت بر بقای شرایط باشد. یعنی نظارت در حدی باشد که بگویند شرایط در رهبری باقی است. لذا الان استدلال می‌کنند و می‌گویند که مجلس خبرگان اصلاً حق نظارت بر عملکرد ندارد و فقط نظارت بر بقای شرایط است.

- این حرف‌ها کم لطفی به نظام و ظلم به قانون اساسی، رهبری و مقام ولایت فقیه است.

* لازمه ‌نظارت بر شرایط این است که نظارت بر عملکرد صورت بگیرد. عرضم این است که اگر آن طرح در شورای بازنگری تصویب می‌شد، الان دیگر کسی نمی‌توانست استدلال کند که با این قانون اساسی شما نمی‌توانید بر رهبری نظارت کنید. اگر در ساختارمان مشکلاتی می‌بینیم، نباید مقاومت کنیم و به دنبال بازسازی ساختار نباشیم. سوال من این است که حضرت‌عالی همه مشکلات را مربوط به عملکرد می‌دانید؟
- همه مربوط به عملکرد است.

* یعنی در ساختار هیچ مشکلی نمی‌بینید؟
- همین را که الان شما مثال زدید، یعنی رهبری ده سال باشد، رای نیارود. خود آیت‌الله خامنه‌ای از کسانی بود که به من گفتند: « من احساس خفقان می‌کنم که انسان بخواهد برای همیشه بماند و مردم هم هیچ چاره‌ای نداشته باشند.» مخالف بودند و خیلی‌ها هم مخالف بودند و بحث کردیم. اما موقت بودن زمان رهبری رای نیاورد. در جمعی رای نیاورد که نخبه‌های آن روز بودند و امام آنها را انتخاب کرده بودند که این کار را بکنند.

* در واقع جامعه مدرسین آن نامه را نوشت و بحث شورا تحت تاثیر قرار گرفت.
- بالاخره امام آن کار را کردند. بهترین فرد هم بود که ایشان انتخاب کنند. اگر به خودمان واگذار می‌شد که خیلی مشکل بود. ما جایگزین امام را خوب و درست کردیم. آن را درست کردیم که مجلس خبرگان این کار را بکند و مجلس خبرگان هم کرد و قانون شد. یعنی الان قانون داریم. آیین‌نامه را بخوانید. اولین اشکالی که هیات تحقیق در شرایط رهبری ببیند، باید گزارش دهد. اینکه چگونه جلسه تشکیل می‌دهد و چکار می‌کند، به طور مفصل آمده است.

اینهایی که این حرف را می‌زنند، از روی عدم آگاهی می‌زنند. اگر به قوانین خبرگان عمل کنیم، هیچ مشکلی نداریم و بن‌بستی در کار نیست. خبرگان قانونی گذراندند که هر یک سازمان‌های زیر نظر رهبری که از آنها خواسته شده باید در هر اجلاس گزارش بدهند و ده سوال از آنها بشود و جواب بدهند. رهبری هم اشکالی به آن نگرفتند. بعد‌ها دعوت کردیم که بیایند. مثلاً گفتیم که رئیس سازمان صداوسیما بیاید. بعد از مدتی گفتند که ما نمی‌آییم.

به همه گفتیم که بیایند که هیچ کدام نیامدند. در آخر یک مورد آسان پیدا کردیم و گفتیم که رئیس شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه بیاید. در ابتدا همه خوشحال می‌شدند، اما وقتی موعد می‌شد، نمی‌آمدند. رئیس شورای ائمه جمعه هم نیامد. خودم رئیس مجمع بودم و رفتم گزارش مجمع را دادم و گفتم که سوالات خود را مطرح کنند تا قانون اجرا شود.

وقتی که اجرا شد، به آیت‌الله طبسی که قبلاً خوشحال شده بود و می‌گفت که ما هم می‌آییم و گزارش می‌دهیم، گفتیم که دفعه بعد شما بیایید. ایشان هم خواست بیاید که یک دفعه گفت: «من نمی‌آیم و راضی نیستم.» رهبری هم گفته بودند هرکسی که خودش داوطلب باشد، می‌تواند بیاید.

* وقتی مشکل انتخابات پیش آمده بود، حضرت عالی فرمودید افغانستان یک لویی جرگه دارد که مشکلش را حل می‌کند. اما در داخل کشور ما هر مشکلی که پیش آمد، پیچیدگی‌اش بیشتر شد. نتیجه این شد که چند نفر حضرت عالی را ردّ صلاحیت کنند. یک مملکت را به دست شخصی بدهند که برای شهرداری یک شهر کوچک هم مناسب نیست. او را تایید صلاحیت و حضرت‌عالی را ردّ صلاحیت می‌کنند.
- من از درستی ساختار می‌گویم و شما به عملکرد اشکال می‌گیرید. مگر قوانین قرآن آسمانی نیست؟ آیا همین الان در عمل به آنهایی که مسلم هستند، تخلف نمی‌شود؟ آیا در دین خودمان و بین معتقدین همه یکسان هستند؟ حرف ملائکه را به یاد آورید که به خدا می‌زدند. خداوند بشری ساخته که به او عقل داده و شیطان را هم در وجودش گذاشته که گاهی شیطان و گاهی عقل غلبه می‌کند.

* فرمایش شما کاملاً درست است، ولی نکته این است که اگر به اشتباهات و سوءتدبیر‌ها رسیدیم، رفع کنیم و اگر بناست نظارت تقویت شود، نظارت را تقویت کنیم.
- پیش بینی‌ها، خوب بود. ممکن است ما هم اشتباهاتی داشته باشیم. در بین روحانیون بهتر از امام نداشتیم که انقلاب کردیم. حدود ۱۴ سال نبودند و مردم و شاگردانش مبارزه را حفظ کردند و نگه داشتند. امام که آمدند و انقلاب پیروز شد، بعد از مدتی خواستیم رئیس‌جمهور انتخاب کنیم. نظر ما این بود که در کنار بنی‌صدر، آقای بهشتی هم در انتخابات باشد. اما امام نگذاشتند و جلویمان را گرفتند. شخص امام با مصلحت‌بینی خودشان جلو ما را گرفتند. می‌خواهم بگویم شما جایی را پیدا نمی‌کنید که بشر اشتباه نکند و جایی هم پیدا نمی‌کنید که بی‌قانونی نشود. این اتفاق می‌افتد. فکر می‌کنم ساختار را خوب طراحی کردیم که براساس آن خوب پیش رفتیم، خوب سازماندهی کردیم و خوب از مشکلات عبور کردیم.

* به مناسبت مطلبی که درباره آقای بهشتی و بنی‌صدر فرموده‌اید، موضوعی بود که امام معتقد بودند روحانیون در کار اجرایی نیایند و آن وقت می‌فرمودند که رئیس‌جمهور نشوند. وقتی بحث آیت‌الله خامنه‌ای برای ریاست‌جمهوری مطرح شد، خدمت شما عرض کردیم که شما با امام صحبت کنید، بلکه امام قبول کنند. شما صحبت کردید و امام از نظرشان برگشتند. سوالی که به این مناسبت می‌خواهم خدمت شما عرض کنم، این است که الان بعد از ۳۵ سال که از انقلاب و این جریانات و این ریاست جمهوری‌ها گذشته، به نظر شما آن نظر امام که می‌گفتند روحانیون وارد کار اجرایی نشوند، درست بود یا کار درست همان بود که برگشتند و روحانیون وارد کار اجرایی شدند؟ کدام درست بود؟
- دومی درست بود. البته باید شرایط تبلیغات قبل از انتخابات عادلانه و مبتنی بر واقعیت‌ها باشد. آقای بنی‌صدر به خاطر مخالفتی که با نهضت آزادی و همه مبارزین و ما داشت، یکی، دو سال به همه جای کشور می‌رفت و سخنرانی می‌کرد و هر چه می‌خواست، می‌گفت و وعده می‌داد. مردم مشکلاتی در اقتصاد و زندگی داشتند و می‌دیدند او همان مشکلات را می‌گوید که به او رای دادند. ولی او معجونی بود که صد بار مستبدتر از همه کسانی است که در ذهن شماست.

اصلاً در مسائل مشورت‌پذیر نبود. امام هم فهمیدند و کار به جایی رسید که او با واسطه به امام رساند که رای من در بین مردم از شما بیشتر است. رای من۵۳ درصد و رای شما ۴۷ درصد است. شما نمی‌توانید به من امر کنید. تا این مقدار جلو رفت. در جنگ وارد شد و اجازه نمی‌داد که نیروهای مردمی بیایند. ارتش ما تقریباً دست نخورده بود و معلوم بود که می‌تواند در مقابل عراق دفاع کند، اما به ارتش هم میدان نمی‌داد. بنی‌صدر اشتباهات زیادی داشت که امام به مرور متوجه شدند و فهمیدند. ما قبلاً این‌گونه آدم‌ها را بیشتر می‌شناختیم و با اینها سروکار داشتیم.

* آن واسطه چه کسی بود؟ بنی صدر صحبت خود را چگونه به امام رساند که من ۵۳ درصد و شما ۴۷ درصد رای دارید؟
- این را در جلسه‌ای گفته بود و از آن جلسه به امام گفتند. از آقایانی که بودند، آمدند به من گفتند. فکر می‌کنم آقای عمید زنجانی گفته بود. دقیقاً یادم نیست.

* اگر از همان نقطه‌ای که جناب عالی مطلب را قطع کردید، دنبال کنیم، بهتر می‌شود. معمولاً در نظام‌های سیاسی یا از قبل پیش‌بینی می‌کنند و یا اگر پیش‌بینی نکردند، امکان ترمیم را باز می‌گذارند. مثلاً در بعضی کشورها دادگاه قانون اساسی دارند که راجع به خود قانون اساسی یا راجع به عملکرد، به آن دادگاه مراجعه می‌کنند و می‌توان حتی راجع به اصل قانون اساسی یعنی اصلی که منجر به چنین مسئله‌ای شده، تجدیدنظر کرد. ما این را به خود مجلس خبرگان واگذار کردیم. به خصوص که مجلس خبرگان کار عجیبی هم انجام داده و آن، این است که برای صلاحیت،‌کاندیدهای خودش را به نهادی واگذار کرده که مجلس خبرگان باید بر آن نظارت کند.
موضوع دوم این است که به نظر می‌رسد گذشته از خاستگاه مشروعیت نظام که ممکن است درباره آن گفت‌وگوهای مختلفی وجود داشته باشد، در اندیشه کسانی که در شکل‌گیری انقلاب مشارکت کرده اند، مسئله رضایت مردم به عنوان عنصر مقوّم انقلاب، حکومت و نظام اسلامی مطرح بود. به این معنا که اگر جامعه در نقطه‌ای به این رسید که با این سیستم رضایت عمومی تامین نمی‌شود، باید راهکاری باشد که بتواند با تصمیم‌گیری خود را ترمیم کند و اگر در جایی گیر کرده است، خود را از بن‌بست خارج نماید.

نگاه شما نسبت به این مسئله چگونه است؟ آیا عنصر رضایت مردم که هم علت موجبه و هم علت مبقیه نظام ـ لااقل در آغاز نهضت و حرکت ـ تلقی می‌شد، چنان نقش تعیین کننده‌ای ندارد که به مردم مجال بدهد تا درباره سیستمی که نمی‌تواند خودش را ترسیم کند، تصمیم بگیرند؟ همچنان که خود امام در بهشت زهرا راجع به تصمیمات گذشتگان برخورد کردند.

- شما سه، چهار سوال را مطرح کردید. در مورد مجلس خبرگان که این تصمیم را گرفتیم، اولاً همان موقع بحث زیادی شد که ما برای صلاحیت نامزدها چه کسی را درنظر بگیریم؟ بعضی‌ها گفتند که مراجع و حوزه باشند. بحث شد که مراجع چه تکلیفی دارند؟ شاید اگر ما به آنها تکلیف کنیم، آنها بگویند که انجام نمی‌دهیم. ثانیاً آنها چقدر می‌توانند در این مسائل که وارد نیستند، نظر بدهند؟ این مورد رای نیاورد. بعضی‌ها گفتند که اگر خودمان انتخاب کنیم، بدتر می‌شود و می‌گویند که شما خودتان صلاحیت‌های خودتان را تایید می‌کنید.

هر جا به ذهن ما رسید، جواب نداد. آخرش به خود شورای نگهبان رسیدیم. گروهی مکلّف بودند که اگر حکمی صادر شود، باید انجام بدهند. این مورد رای آورد. ثانیاً ما همین حالا می‌توانیم این را عوض کنیم و هیچ مشکلی ندارد. یعنی همه قوانین مربوط به خبرگان مال خودش است و می‌تواند قانون بگذراند. بنابراین راه خروج همیشه هست. حتی راه خروج قانون اساسی را که قبلاً ننوشته بودند، نوشتیم. الان راه خروج قانون اساسی هم هست و می‌توانیم همه اصولی را که مردم فکر می‌کنند مزاحم است، حذف کنیم. یعنی این هست و راهش هم خیلی روشن است که از این راه می‌توانیم، انجام بدهیم.

مسئله رضایت مردم، همیشه جدّی بود که رفراندوم گذاشتیم. دو، سه اصل راجع به رفراندوم هست و می‌توانیم مسائل مهم را با رفراندوم بگذرانیم. الان در هیچ جا بن بست نداریم. از همه اینها که بگذریم، امام(ره) مجمع تشخیص مصلحت را طراحی کردند که بتواند بر خلاف قانون اساسی و فتواهایی که علما می‌دهند، مصلحت را تامین کند. اصلاً در ساختار بن بست نداریم. درباره عمل، از ملائکه که بگذرید، احتمال بدی در مورد همه ممکن است.

یعنی الان معصوم نداریم. چند روز بعد از پیروزی حضرت موسی(ع)، پیروانش گوساله‌پرست شدند که خداوند همه را قتل عام کردند. حضرت موسی(ع) با آن همه معجزات و با عبور از نیل، پیامبر مردمی بود که یک دفعه گوساله‌پرست شدند. حضرت عیسی پیامبری به آن خوبی، آرامی و نجیبی بود که آن روزگار را بر سرش آوردند، با حضرت ابراهیم(ع) چکار کردند؟! اصلاً کجا سراغ دارید که بشر برای یک مدت طولانی در جاده حقیقت مانده باشد؟

* اگر عملکرد افراد می‌تواند جوری باشد که دور قانونی را در جایی سد کند، یعنی چرخش کار قانون را در جایی سد کند، منجر به ناکارآمدی یک نظام می‌شود. علی القائده عملکرد بد را باید در قانون پیش‌بینی کرد، یعنی باید در قانون‌گذاری پیش‌بینی کرد.
- ما در همه جا پیش‌بینی کردیم. شما بگویید که در کجا پیش‌بینی نشده است؟ در مورد رهبری که شخص اول مملکت است، صراحت قانونی داریم که اگر عدالتش مخدوش شود، معزول است و خودش هم حق ندارد دیگر دخالت کند.

* اگر در مقام اجرا به جاهایی برخورد کند که دیگر نتواند عملی شود و روح قانونی را تحقق نبخشد، باید برای آن فکری شود.
- همه اینها راه‌حل دارند. مثلاً سیاست‌های کلی که در مجمع تصویب می‌‌شوند و رهبری هم طبق قانون تایید و اعلام می‌کنند، اگر اجرا نشود، ما ناظر هستیم و ناظر باید جلوی این را بگیرد و متوقفش کند و اگر مجلس یا قوه قضائیه و یا دولت خطا کردند، باید جلوی آن گرفته شود.

* حالا می‌خواهیم از طرف مثبت حرکت کنیم، به این معنا که چنین وقایعی را پشت سر داریم که برای کشور مشکل‌زا شده است و حتی ارکان و پایه‌های مقبولیت و قابل دفاع بودن نظام را مورد تزلزل قرار داده است. این دفعه به عنوان یک فرد از شما می‌پرسیم، فردی که قبل از انقلاب و بعد از انقلاب دنبال اهداف انقلاب بوده است. یعنی داریم با آقای هاشمی رفسنجانی صحبت می‌کنیم و نه با آقای هاشمی، رئیس مجلس و نه عضو شورای انقلاب و نه رئیس‌جمهور و نه رئیس مجمع تشخیص.
در چنین وضعیتی با توجه به اینکه جناب‌عالی راهکارهای پیش‌بینی شده در سیستم را به هر دلیلی ناکافی می‌دانید، به عنوان یک فرد فکر می‌کنید آیا زمان اینکه یک فکر جدّی درباره مسیری که کشور طی می‌کند بشود، فرا نرسیده است؟

- همیشه باید برای بهتر کردن آینده تلاش کرد. خود من اگر به آینده کشور امیدوار نبودم، نمی‌آمدم نامزد شوم. در سن ۸۰ سالگی معلوم است که میل به این کار ندارم. می‌خواستم بن‌بست را بشکنم. حدس می‌زدم و استخاره هم کرده بودم که نشان می‌داد پیش نمی‌روم، ولی خوب آمده بود. فکر می‌کنم الان وقتش فرا رسیده، چون اکثریت مردم این وضع را قبول ندارند. مردم اصول انقلاب را قبول دارند، سیاسی‌کاری‌های مجلس را قبول ندارند.

اشکالاتی به دولت داشتند و نسبت به همین دولت هم دارند. من می‌گویم وقت آن است که مردم اقدام کنند تا انتخابات درستی انجام شود. البته الان خیلی از شخصیت‌های مورد قبول مردم وارد انتخابات نمی‌شوند، چون احساس خطر می‌کنند. ولی اگر این تفکر عامه وارد میدان شود، این کار انجام می‌شود. منتها این‌گونه نخواهد بود که انسان بگوید با یک انتخابات به طرف بهشت رفتیم. چون همان‌ها دوباره به یک معضل جدید تبدیل می‌شوند. همان‌گونه که در اصلاح‌طلب‌ها اتفاق افتاد. ما اواخر دولت احساس کردیم که دارند کار می‌کنند برای اینکه یک دولت تحمیلی بیاورند. به گونه‌ای عمل کردیم که مردم احساس نکنند رای آنها بی‌تاثیر است.

دولت دیگر که آمد، چه کار کرد، غیر از اینکه پایه‌های خودش را زد؟ یعنی به گونه‌ای رفتار کرد که پایه خودش را زد. فرض کنید زمان آقای روحانی را می‌گویم، همین امروز و پیش از شما یکی از کارخانه‌دارهای کشور پیش من آمد و گفت که در یکی از استان‌ها استانداری آوردند که به جرم اینکه من به ستاد شما کمک کردم، کارخانه ذوب آهن مرا تعطیل کرده است. یعنی تا این حد و این‌گونه استانداری را گذاشتند. می‌گفت: این شخص تا آخر دوره دولت قبل رئیس یک مجتمع صنعتی در جنوب بود و از آنجا برداشتند و اینجا گذاشتند. هر دولتی بیاید، مشکلات با شدت و ضعف خواهد بود. دوباره افرادی از دغل‌ها سر بر می‌آورند.

الان این مشکل در جامعه ما هست. آنچه من می‌فهمم، این است که الان مصلحت است که این نظام را حفظ کنیم که راهش انتخابات در محدوده قانون و نظام است. یعنی مثل آن دفعه مردم وارد شوند. بالاخره ما فداکاری کردیم. من مطمئن شده بودم که نمی‌توانم. براساس استخاره می‌گفتم: یا رهبری به من می‌‌گوید که نرو، یا شورای نگهبان رد می‌کند و یا در انتخابات خراب می‌کنند. ولی خوب شد که این وسط ماندم. مردم هم آماده هستند. یعنی تا گفتیم، مردم آن‌گونه جمع شدند. افکار عمومی الان مناسب است و این می‌طلبد که افراد آزاده‌بیشتر تلاش کنند. الان بعضی از مجلسی‌ها و دوستانشان نگران شدند.

* در آنجا به نام دین عمل نمی‌شود.
- اتفاقاً در افغانستان هم قانون اساسی اسلامی تصویب کردند.

* به عنوان دین و حکومت دینی که نیست.
- آنها که حکومت اسلامی شدند. الان عراقی‌ها چه وضعی دارند؟ آنهایی که مجاهده می‌کردند، به جان هم افتادند. هر جا بروید، همین است. امام موسی صدر در لبنان خیلی فعال بود. آخرش گفت: «من به این نتیجه رسیدم که السّیاسیون تُجّار الدّم»، یعنی سیاسیون تجار خون هستند و از مسائل کنار کشید.

* اتفاقاً نکته‌ای که می‌خواستم عرض کنم، همین است. یکی از دوستان بسیار عزیز که حضرت‌عالی هم می‌شناسید، کتابی در باب حکومت دینی نوشتند که کتاب سال جمهوری اسلامی شد. زمانی که در دبیرخانه خبرگان، مسئول مرکز تحقیقات و مجله بودم، با اعضا خدمت آیت‌الله خامنه‌ای رفتیم. من ایشان را که معرفی کردم، آیت‌الله خامنه‌ای اشاره کردند که کتابتان را گذاشتم تا بخوانم. ایشان الان مدتی است که از مدرسین حوزه هستند. همین هفته جلسه‌ای در قم داشتند.

چون قبلاً با هم بحث کرده بودیم، اختلاف‌نظرهایی در این جهت داریم. به هر حال کل فقه شیعه هیچ‌گاه ـ جز حرکت امام خمینی(ره)ـ روی خوشی به انقلاب و حرکت‌های انقلابیون نشان نداده است. معنای تلویحی این سخن این است که این هم نتیجه نداده و اشتباه بود. این همان سوال اولی است که در آن جلسه عرض کردم که حضرت‌عالی می‌فرمایید در داخل و خارج همیشه همین‌طور است. بنی عباس ۵۰۲ یا ۵۰۳ سال حکومت کردند. کسی هم به فکر انقلاب نبوده و فقهای شیعه هم به فکر نبودند. این بحث به سوال اول برمی‌گردد که آیا باز هم انقلاب را به کشورهای دیگر توصیه می‌فرمایید؟

- درباره تکرار انقلاب، این مربوط به مردم آن کشورهاست. در مورد بخش اول صحبت‌های شما اوّلاً این‌گونه که این گفته، نیست. مگر قبل از ما علمای نجف انقلاب مشروطه را بپا نکردند؟ چطور ایشان می‌گوید که علمای شیعه کاری نکردند؟ فاطمی‌ها در مصر، ادارسه در غرب آفریقا، علویان در گیلان و مراعشه در طبرستان حکومت‌های محلی داشتند.

* به هر حال یک آدم صاحب‌نظر به این نتیجه رسیده، این حرف‌ها برای من طلبه ‌گران است.
- این حرف انکار بدیهیات است. برای اینکه علمای نجف بودند و علمای تهران هم به آنها کمک می‌کردند. قاجار را مجبور کردند تا مجلس را تصویب کنند و اجازه شکل‌گیری مجلس را دادند. مگر اینطور نبود؟ حتی علمای بعدی که مبارزه می‌کردند، وقتی که پهلوی ‌آمد، به کرمانشاه مهاجرت کردند و دیدند که در آنجا نمی‌شود و به ترکیه رفتند و مبارزه می‌کردند. چون می‌خواستند حکومت را درست کنند یا برگردانند. مگر قبلش جمال‌الدین اسدآبادی و امثال ایشان چه کار می‌کردند؟ اگر به گذشته برگردید، در خیلی جاها می‌بینید که این‌گونه بوده است. بعضی‌ها این حرف را بدون سند می‌گویند.

* حضرت‌عالی دوست دارید همیشه نسبت به آینده امید بدهید.
- من عقیده جدی دارم و اگر نداشتم، در این نظام کار نمی‌کردم. ما که اهل بیتی هستیم و ولایت داریم، در این مکتب می‌توانیم در کشوری مثل ایران برای گسترش دین کار کنیم. اگر درست عمل کنیم و حکومت موفقی داشته باشیم، می‌توانیم. همین الان هم با همه این عیب‌هایی که در ذهن شماست، در تمام منطقه، مستقل‌ترین و امن‌ترین کشور هستیم و پیشرفت هم کردیم. مشکل اقتصادی داریم و یا مشکل مجلس و مسائل آنها را نبینید. همین ماهواره‌ای که الان در مدار زمین می‌گردد و پیام مخابره هم می‌کند، دستاورد انقلاب است. کار آن را از اواخر جنگ شروع کردیم. گروهی در جهاد سازندگی کار خود را روی موشک شروع کردند.

برای اینکه بتوانند پرتاب کنند. موشک ۱۴۰ کیلومتری را در اواخر جنگ آزمایش کردند و خودم به آنجا رفتم و آزمایش کردم. در اینجا کسی به ما کمک نکرده است. ماهواره‌ را ساختیم و موشک پرتاب‌کننده‌اش را هم ساختیم و دیروز هم اولین پرتاب آزمایشی را انجام دادیم. آن موقع محسن ما در کانادا بود و هنوز دکترایش تمام نشده بود. چون رشته‌اش به درد اینها و بدنه موشک می‌خورد، گفتیم که بیاید و در آنجا نماند. جوانان ما زحمت کشیدند که کارهای سوخت جامد به نتیجه رسید و کار را به اینجا رساندند. ما در موشک این همه پیشرفت کردیم که الان به راحتی می‌توانیم موشک‌های قاره‌پیما بسازیم. اگر مشکلات تحریم را درست نکرده بودند، با قدرت خودمان به خیلی جاها می‌رسیدیم. منتها فعلاً سیاسی شده است.

در اکثر صنایع جای خودمان را باز کردیم. در سلول‌های بنیادین، در نانو و در خیلی چیزها که به ما نمی‌دادند، راه پیدا کردیم. خرابی‌های کشور را ساختیم. عراق همان‌گونه مانده و ما کشور را خوب ساختیم. آب‌ها را مهار کردیم و کارهای زیادی کردیم و نمی‌توانیم بگوییم که ایران یک کشور عقب‌افتاده به آن صورت است. اینها در همین نظام و با همین شکل پیش آمده است. اگر عاقلانه‌تر رفتار کنیم، بهتر می‌شویم. ما که با کشورهای دیگر دعوا نداریم. ما که نمی‌خواهیم از آنها دستور بگیریم، می‌خواهیم با هم تعامل کنیم، اگر تعامل کنیم و دعوا نکنیم، می‌توانیم. شرطش رفتار اعتدالی و معقول است. نباید افراط کنیم.

از اشتباهات ما این بود که زمانی افراط کردیم. نمی‌گویم اشتباه نداریم. ولی این دستاوردها هم بود. البته از این اشتباهات را هر انقلابی هم خواهد داشت. برای اینکه انقلابیون بی‌تجربه و کم تجربه هستند و این کارها را می‌کنند. من فکر می‌کنم مجموعاً ما نباید ضرورت انقلاب را منکر شویم و نباید موفقیت انقلاب را منکر شویم. ولی نباید خودشیفته شویم و باید به عملکرد خود انتقاد داشته باشیم تا بهتر شود.

* یکی از امتیازات نظام جمهوری اسلامی که ریشه در تفکر تشیع و اهل بیت دارد، این است که تفکر افراطی موجود در دنیای اسلام امروز را که الان در قالب تکفیری سر در آورده، ندارد و یک تفکر اعتدالی دارد. در انتخابات پارسال هم که اعتدال رای آورد، در واقع همان مغز اصلی تفکر تشیع و نظام جمهوری اسلامی رای آورده است. آن چیزی که الان در دنیای اسلام می‌گذرد، تفکر داعش و النصره و مجموعه تکفیری‌هاست که همه جا را تهدید می‌کنند.
اما اهل سنت ایران اصلاً با آنان نسبتی ندارند. یکی از مسئولین امنیتی کشور به من می‌گفت که بیش از ۹۰ درصد سنی‌ها با ما و با این تفکر هستند. این در میدان عمل است و در غیر عمل شاید جور دیگری هم باشد. می‌خواستم نظر جناب‌عالی را از نظر ریشه‌ای بدانم که چرا در دنیای اسلام این مسایل پیش آمده که الان دارد آبروی اسلام را می‌برد و مشکلات زیادی درست کرده است؟

آیا خطری از ناحیه آنها نظام جمهوری اسلامی را تهدید می‌کند؟ در عین حال این کارهای آنها امتیازی برای ماست و شاید دنیا الان متوجه شده باشد که آن نگاهی که به تشیع و انقلاب اسلامی داشت، غلط بوده است. ‌خواستم جناب‌عالی در این‌باره یک مقدار توضیح بفرمایید.

- یک مقدار همین‌گونه است که شما می‌گویید، اما همین هم ارزان به دست نیامد. اگر ما افراطی‌های کشورمان را مهار نمی‌کردیم، بعضی‌ها از تکفیری‌ها کم نداشتند. چون داعیه حکومت جهانی داشتیم، بعضی‌ها برای خودشان رسالت می‌دانستند که کارهای افراطی کنند. خداوند رحم کرد و جنگ آن‌گونه تمام شد. بعد از جنگ اعتدال را سیاست کشور قرار دادیم و ارتباطمان را با دنیا طبیعی کردیم و کشورمان را ساختیم.

افکارمان را متوجه مشکلات اقتصادی ناشی از انقلاب و جنگ کردیم. البته می‌دانیم کسانی که مخلص هستند، خیلی چیزها را نمی‌پسندیدند. همان موقع هم مقالاتی را علیه سیاست خارجی می‌نوشتند، اما مخلصانه می‌نوشتند و ما هم تحمل می‌کردیم. من فکر می‌کنم دلیلی نداریم که با همه دعوا کنیم. اگر ما واقعاً به صورت یک کشور معتدل، عاقل و با همان عقلانیتی که ائمه(ع) ما گفتند، در میدان بودیم، الان با همه این کشورها ارتباط داشتیم و کار می‌کردیم و اینها برای ما بازار و طرف بودند. ایران این ظرفیت را دارد که به خاطر مردم، خاک و مکتب اسلام و اهل بیت(ع) است.

به هر حال ما هم گرفتار افراطی‌ها بودیم. الان تکفیری‌ها بیشتر به شیعه می‌تازند. منتها اکثریت سنی‌ها با آنها همراه نمی‌شوند. افراطی‌های سنی، شیعه را واجب‌القتل و مهدورالدم می‌دانند. می‌توانیم با عمل به اینها نشان بدهیم که این‌گونه نیستیم که واقعاً هم نیستیم.

* نمونه جدید کارهای افراطی آنها پیام تبریک در مرگ ملک عبدالله است. گویا ملاک آنها مخالفت با شماست. چون وقتی حضرت‌عالی در فوت ملک عبدالله تسلیت گفتید، آنها در نماز جمعه تبریک گفتند.
- این کار اوج نگاه افراطی است. متاسفانه مصالح نظام و جهان اسلام را فدای کینه‌های خود می‌کنند.

* وقتی داعشی‌ها و تکفیری‌ها احکام خودشان را اجرا می‌کنند و گردن می‌زنند و آدم می‌سوزانند و کارهای دیگری می‌کنند، استناداتی به بعضی از کتب فقهی علمای خودشان دارند. متاسفانه درست می‌‌گویند، چون چنین فتواهایی هم وجود دارد و این‌گونه نیست که بدون ماخذ باشد.
- بله، متاسفانه در دو طرف افراطیون کارهایی می‌کنند که احساسات مردم را جریحه‌دار می‌کنند.

* نکته اصلی این است که بالاخره روحانیت چه سنی و چه شیعه قاعدتاً باید یک غربالگری نسبت به این مسایل انجام بدهد. یعنی در فقه شیعه و سنی افکار و فتواهایی هست که باید به مقتضای شرایط، به روز شوند. مثلاً الان بعضی از انواع اعدام‌ها را در کشور خودمان اجرا نمی‌کنیم و می‌گوییم درست نیست. دلیل آن اقتضائات زمان و مکان است. شاید لازم باشد علمای شیعه و سنی کنار هم بنشینند و در این مساله فکر کنند و مجال را از دست تندروها بگیرند.
یعنی این‌گونه مسایل را ابطال کنند تا دیگر این کارها را نکنند. همزمان با کنگره تکفیری‌ها در قم، در جلسه‌ای که با حضور ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفراز روحانیون و به صورت همزمان برگزار شده بود، گفتم: بحث سر مناسبات انسانی با دنیاست. الان علیه تکفیری‌ها کنگره تشکیل می‌دهیم. ولی دو، سه سال قبل در ۲۰۰ متر آن طرف‌تر از دفتر ما فتوا و نظر دادند که یک حسینیه شیعیان ۱۲ امامی را که درویش بودند، تخریب کردند.

- من قبول دارم و بارها گفتم که هر کاری را خارج از مدار عقل انجام دهیم، بازخورد خواهد داشت. پس من دو بحث با شما داشتم. یک بحث این بود که اصلاً به فکر نباشید که کسی بتواند مدینه فاضله‌ای درست کند و انسانی که فرشته و جن در وجودش هست، بتواند مدینه فاضله درست کند. این نمی‌شود. اصلاً خداوند ما را این‌گونه قرار داده که آزمایش بشویم و خودمان راه را پیدا کنیم. باید تلاش‌بکنیم و ما واقعاً تلاشمان را کردیم. الان ۶۰ سال است که داریم تلاش می‌کنیم، برای اینکه به جایی که می‌توانیم، برسیم.

خیلی‌ها مثل من هستند که این کار را کردند و باز هم می‌کنند و انتظار آن نتیجه مطلق را هم نداریم. کما اینکه قبل از ما هم هیچ‌وقت نشده است. کسی را بهتر از حضرت علی(ع) در تاریخ بشر می‌شناسیم؟ چگونه با ایشان رفتار کردند؟ به تعبیر خودشان، مردم مثل یال اسب به صورت انبوه در خانه ایشان گرفتند که نزدیک بود امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در بین مردم پایمال شوند. به این صورت ایشان را آوردند، اما چند روز بعد دیدیم که همیشه جنگ بود و آدم‌های متقلب و دنیا طلب آن کارها را کردند.

به هر حال اگر ما نقش خود را ایفا کنیم، به جایی می‌رسیم و اگر کار خوب کرده باشیم، خداوند به ما نتیجه می‌دهد و اگر هم بد کرده باشیم، باید جزایش را ببینیم. این وضع همه ما و همه تاریخ است. من مایوس نیستم که بتوانیم از این تجربه‌هایی که جامعه دارد، به یک حالت اعتدال برگردیم که در کشور بوجود بیاوریم.

* درباره فقه حکومتی چه می‌فرمایید؟
- من همان موقع‌ها به قم رفتم و سخنرانی کردم و گفتم که حوزه‌این‌گونه نمی‌تواند فتوا بدهد و شما بیایید در کنار این حوزه یک حوزه دیگر درست کنید تا طلبه‌هایی که به سطح اجتهاد رسیدند، وارد این مدرسه شوند و هر کسی در رشته‌ای خاص درس بخواند. همه رشته‌های علوم انسانی و رشته‌های طبیعی و دیگر رشته‌ها را داشته باشیم تا احکام حکومت اسلامی از آن حوزه در بیاید. الان در حوزه‌ها از رموز حکومت در همه ابعادش اطلاعات ندارند که بخواهند این کار را بکنند. آدم‌های خوبی هستند و در کارشان زحمت کشیده‌اند.

ببینید از عروه تا به حال چقدر در موضوعات رساله‌ها از آنچه که عروه را آقا سید محمدکاظم نوشت، پیشرفت کردیم؟ از این حوزه نمی‌توان انتظار آن‌گونه داشت. باید مواد درسی حوزه درست و براساس نیازهای امروز تنظیم شود. این حوزه برای همین کارهایی که می‌کند، خوب است. ولی باید در کنار این، یک جور دیگر به مسایل بپردازیم. اگر توقع داریم که تمام رفتار نظام، اسلامی باشد، لازم است فقه حکومتی مثل بحث‌های صلات، خمس، زکات، طهارت و حج توسعه داشته باشد.



:: برچسب‌ها: انتقاد+آیت الله رفسنجانی+مرگ ملک عبدالله ,
:: بازدید از این مطلب : 88
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یک شنبه 26 بهمن 1393 | نظرات ()
نوشته شده توسط : غلامرضا نیک نام


بعضی‌ها می‌گویند که ملک عبدالله بر سر پرونده لبنان و خراب کاری های بندر درآن به قدری از او عصبانی شد که به او گفت: حتی پیش خودت هم کلمه لبنان را به کارنبر.

امیربندربن سلطان یکی از قوی ترین افراد عربستانی است که در ریاض و واشنگتن خدمت کرده و اخیرا توسط ملک سلمان بن عبدالعزیز، پادشاه عربستان، در اصلاحات اخیر او، از سمتش کنار گذاشته شده است. این تغییر یکی از مهمترین تغییرات مهره های قدرت درعربستان محسوب می شود به ویژه از زمانی که تغییرات عربستان اهمیت ویژه ای برای دستگاه امنیتی امریکا پیدا کرد.

تغییر بندربی شک بازتاب های گسترده بین المللی خواهد داشت، کسی که به نام "بندر بوش"، وقتی که سفیر کشورش در واشنگتن بود، معروف شده بود، و بعد از آن به سمت ریاست شورای امنیت ملی عربستان رسید، از سال گذشته عملا از سمت خود در ریاست سازمان امنیت عربستان کنار گذاشته شده بود.

بندر بن سلطان

برای تشریح مسیر قدرت بندر بن سلطان باید به نوامبر 2013 باز گردیم، زمانی که او تبدیل به یکی از قدرتمندترین افراد نه تنها درعربستان سعودی بلکه در واشنگتن نیز شده بود، مساله ای که سهمی به سزا در ایجاد جنگ های حاکم بر خاورمیانه که تا کنون نیز ادامه دارد، داشت.

او 30 سال پیام آور بلامنازع پادشاهی عربستان سعودی بود، قصه های متعددی از سیاست ورزی ها و رفتارهایش زده می شود، بعضی از آنها آن قدر غلو آمیز است که به سختی می توان باور کرد، که البته بیشتر باب میل روزنامه نگاران امریکایی است. بندر یکی از چهره هایی بود که قدرتی بالا و نفوذ در مراکز عالی قدرت در امریکا داشت، با آمدنش به امریکا سیلی از ثروت که درچارچوب کمک دوستانش فراهم شده بود به امریکا سرازیرشد.

بندر بن سلطان

برای سال ها بندرکاهش قیمت جهانی نفت را درجهت منافع روسای جمهوری جیمی کارتر و رونالد ریگان و بوش پدر و بوش پسر هدایت کرد.همچنین بنا به درخواست بیل کیسی، از سازمان امنیت مرکزی امریکا (سی آی ای) و بدون اطلاع کنگره برای جنگ با کمونیست ها در نیکاراگوئه و آنگولا و افغانستان از عربستانی ها پول گرفت. روابط بسیار نزدیکی با دیک چنی داشت و از دوستان بسیار نزدیک و خانوادگی خانواده جورج بوش اعم از پدر و مادر، پسران و دختران بود تا آن جا که او را "بندر بوش" می نامیدند.

الآن، این شاهزاده جاسوس، یا به تعبیری دقیق تر، سرور جاسوس های خاورمیانه است، او مرد محوری در بسیاری از برنامه های گسترده به شدت سری عربستان است. در پشت تونل های بزرگی که به سرنگونی حکومت منتخب اخوان المسلمین در مصر انجامید، ایستاده است، کما این که تلاش بسیاری در ایجاد ارتش به اصطلاح "جیش الاسلام" در سوریه کرد. اگر این مرد و ماموریتش را نشناسیم نمی توانیم بفهمیم که در منطقه ای که در حال حاضر ناآرام ترین نقطه جهان است، چه می گذرد.او هم زمان تلاش می کرد "اخوان المسلمین" سنی را زیر پا له کند، گروهی که با تمسک به دموکراسی که حکومت پادشاهی عربستان از اساس با آن مخالف است، می خواست به قدرت برسد.

بندر برای تحقق برنامه هایش بعضی پیمان های جنجالی را تشکیل داده، در حالی که عربستان و رژیم صهیونیستی هر دو اعلام می کنند که هیچ گونه معاهده صلحی با یکدیگر ندارند، اما کاملا روشن است که هر دو به موضوع "دشمن دشمنم دوستم است" توجه ویژه ای دارند. 

رابرت لیسی، مورخ و نویسنده کتاب "از داخل عربستان: پادشاهان و مردان دینی و مدرنیته، تروریسم و مبارزه برای عربستان سعودی" در این باره می گوید:«آنها به شکل عجیبی (...) با یکدیگر متحدند، بندرهمیشه متمایل به عقد قراردادها و بی توجهی به قوانین موجود است... بندر آدم پررویی است.»

برخی ازهمکاران عربستانی بندرمی گویند که حرف های او برآمده از خشمی فرو خورده است، به غیر از کسانی که زندگی حرفه ای او را دنبال کرده اند، دیگران می گویند که هر آن چه می گوید در حقیقت بخشی از آن چیزی است که در وجودش می گذرد، اظهاراتی که به روشنی مشخص می کند که او ترجیح می دهد روابط عربستان را با پاکستان مسلح به سلاح هسته ای به شدت تقویت و نزدیک کند.

نخست وزیرمنتخب اخیر پاکستان، نواز شریف، بیشتر سال های دهه گذشته را تحت حمایت خانواده پادشاهی درعربستان سعودی زندگی کرد. دیوید اوتاوای، روزنامه نگار و پژوهشگر و نویسنده زندگی نامه بندر بن سلطان موسوم به "پیام آور پادشاه" در سال 2009 در این باره می گوید: «روزی که ایران تبدیل به یک قدرت هسته ای شود، تهدیدی بزرگ برای عربستان خواهد بود در آن موقع پاکستان می تواند به مدافع اصلی آن به جای آمریکا تبدیل شود.» براساس گزارش موسسه "کارنگی برای خاورمیانه" وی در ادامه می افزاید:«عربستانی ها تلاش کردند که پاکستانی ها را راضی کنند که آنها ماموریت اصلی برنامه آموزش نیروهای شورشی سوری را بر عهده بگیرند.»

از این باب شاید بتوان دریافت که چرا عربستانی ها با اوباما به چالش خورده اند، اما مشکل بزرگ تر وجود خود بندر بود، کارهای وحشتناکی که او یکی پس از دیگری برای عربستان کرد باعث شد تا عربستان در تنگنا قرار بگیرد، و در جنگ سوریه که به بزرگترین فاجعه خونین انسانی تبدیل شده است.

ملک عبدالله بن عبدالعزیز در حالی از دنیا رفت که میلیاردها دلار صرف تقویت دیدگاهش برای ثبات منطقه کرد، اما در برابر این همه هزینه هیچ چیز به دست نیاورد، "بهار عربی" عربستانی ها را وحشت زده کرد، و این وحشت باعث ایجاد آشوبی شد که دیدیم که ابزاری برای بازگرداندن آرامش به منطقه ندارد.

حتی عربستانی ها که پایه های خود را در لبنان مستحکم می دیدند و بارها و بارها به رویارویی با ایران و هم پیمانش حزب الله برخواسته بودند، در لبنان نیز نتوانستند هیچ کاری از پیش ببرند. وقتی بندر در سال 2005 سمت سفارت را در واشنگتن رها کرد و مشاور امنیت ملی پادشاه شد، اولین کارش را در سال 2006 کلید زد، او از پشت پرده صهیونیست ها را در جنگ شدید علیه حزب الله در جنوب لبنان ترغیب کرد، در حالی که این جنگ در آخر به پیروزی قهر آمیز و غیر قابل شکست حزب الله منجر شد و این حزب بیش از هر زمانی مصداقیت پیدا کرد.

بعضی وقت ها بندر تلاش می کرد که بر خلاف دیدگاهش در لبنان، سمیر جعجع، فرمانده سابق شبه نظامیان مسیحی مارونی را به سمت ریاست جمهوری لبنان برساند، مساله ای که شکایت و گلایه های دیگر فرماندهان جنگ در لبنان را به دنبال داشت تا آن جا که در پی تماس با بندر، رئیس سازمان امنیت عربستان بر آمدند، او در آن موقع برای چند روز ناپدید شد، حتی بعضی ها می گویند که عبدالله در آن موقع به او گفت: حتی پیش خودت هم کلمه "لبنان" را به کار نبر.    

بندر نقشی اساسی در راضی کردن کنگره امریکا برای فروش جنگنده های امریکایی به عربستان به ارزش میلیاردها دلار داشت، علی رغم این که صهیونیست ها در سال 1970 با این کار مخالف بود، او آن موقع جایگاه پیام رسان مورد اعتماد جیمی کارتر، رئیس جمهوری وقت امریکا با امیر فهد، پادشاه عربستان را داشت.

خبر فهد در این جا ما را به یاد تناقضات اساسی در روابط سرزمین آزادی با خانواده آل سعود می اندازد، آمریکا بزرگترین مصرف کننده انرژی جهان است و عربستان نیز بزرگ ترین تولید کننده انرژی، در حالی که در پشت این حقیقت مصالح کمتری دو طرف را به یکدیگر پیوند می دهد.

پاتریک تیلر، در کتاب خود "دنیای خسته ها: کاخ سفید و خاورمیانه" از جنگ سرد تا جنگ علیه تروریسم" یادآور می شود که امیر فهد به بندر جوان گفت: «ایالات متحده بزرگ ترین خطر برای ما محسوب می شود.» و ادامه می دهد: «ما هیچ تماس فرهنگی با آنها نداریم، نه روابط نژادی، نه روابط دینی، نه روابط زبانی و نه روابط سیاسی.»

روابط عمیق شخصی کلید عمیق تر شدن و گسترش روابط میان دو کشور بود، و بندر مردی بود که این دستاورد را به ارمغان آورد، کسی که میهمانی های شبانه اسطوره ای در واشنگتن داشت. تیلر می گوید که در پشت پرده به نظر می رسید که تقریبا هیچ چیز نبود که از محور ریاض – واشنگتن حمایت کند.

زمانی که صدام ، کویت را اشغال کرد و می رفت که به تهدیدی جدی برای عربستان تبدیل شود، بندر رهسپارآمریکا شد تا از امریکایی ها بخواهد که به کشورش نیرو بفرستند تا عملیات "طوفان صحرا" را برای بیرون راندن صدام  از کویت و رفع تهدید او از عربستان انجام دهند.

بندر حتی بعد از این که منصب خود در سفارت عربستان در واشنگتن در سال 2005 را ترک کرد، همچنان پیام رسان میان ریاض و واشنگتن بود، اما دیگر برای همه روشن شده بود که دنیای او در حال تغییر است، به ویژه در پی سقوط هواپیمایش زمانی که خود آن را خلبانی می کرد، سقوطی که کمردرد شدید او را باعث شد. او در عین حال پا به پیری نیز گذاشت، دیگر می رفت تا دهه شست عمر خود را آغاز کند.

به گفته منابع عربستانی نزدیک به بندر، وی سال گذشته به ملک عبدالله گفته بود که می تواند ظرف چند ماه راه حلی برای سوریه بیابد، کاری که قبل از او برادرزاده ناتنی عبدالله، امیر مقرن نتوانسته بود انجام دهد، اما بعدا مشخص شد او هم نتوانست کاری بهتر از او انجام دهد.یکی از عربستانی هایی که از نزدیک با بندر کار می کرد، می گوید: «مسئولیت او ایجاب می کرد که 18 ساعت در روز کار کند در حالی که او عملا نمی توانست تا این اندازه کار کند.»

او چهره ای خسته کننده و عصبانی داشت که خیلی دوست داشت به جهان نشان دهد که قدرت آن را دارد که کارهای غیر ممکن را انجام دهد، همان طور که در گذشته انجام می داد، اما این منبع عربستانی می افزاید: «خشم در کارهای امنیتی به هیچ وجه ویژگی خوبی نیست.»



:: برچسب‌ها: پدرخوانده+تروریست ها +بندربن سلطان ,
:: بازدید از این مطلب : 84
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 23 بهمن 1393 | نظرات ()
نوشته شده توسط : غلامرضا نیک نام


سازمان هوافضای اروپا (ESA) نمونه اولیه ای از فضا پیمای جدید خود را به فضا پرتاب کرد که شبیه به شاتل آمریکاست.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، سازمان هوا فضای اروپا(ESA )روز چهارشنبه نمونه اولیه حمل‌کننده واسط آزمایشی یا« IXV»را از " گویان فرانسه" به فضا پرتاب کرد.

فضاپیمای جدید اروپا

فضاپیمای جدید اروپا

فضاپیمای جدید اروپا

 

" آی ایکس وی" نوعی فضاپیمای شبیه به شاتل آمریکاست که سازمان هوافضای اروپا را قادر خواهد ساخت سامانه حمل نقل فضایی مستقل و با قابلیت استفاده مجددی را در خدمت خود داشته باشد



:: برچسب‌ها: نسل +جدید+فضاپیما ,
:: بازدید از این مطلب : 117
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 23 بهمن 1393 | نظرات ()
نوشته شده توسط : غلامرضا نیک نام

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، بزرگ ترین کشتی جهان به ارزش 800 میلیون یورودر حال ساخت است که حتی از کشتی تفریحی هم بزرگ تر است.

این کشتی 222 متر طول دارد و ساخت آن، تا سال 2018 طول می کشد.این کشتی هفت عرشه و دو استخر دارد که بزرگ ترین و گران ترین کشتی است که تا به حال ساخته شده است.

 

سرویس دهی این کشتی را 70 خدمه صورت می دهند. این کشتی دو باند فرود برای بالگرد و جایی ویژه برای زیردریایی و سه قایق دارد.

بزرگترین قایق دنیا

بزرگترین قایق دنیا

 

بزرگترین قایق دنیا

 

بزرگترین قایق دنیا

 

بزرگترین قایق دنیا



:: برچسب‌ها: بزرگترین قایق +دنیا ,
:: بازدید از این مطلب : 112
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 23 بهمن 1393 | نظرات ()
نوشته شده توسط : غلامرضا نیک نام
حمید رسائی یکی از طراحان دائمی سوال از وزراء دولت تدبیر و امید و از دلواپسان مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه 5+1 به پنج سال محرومیت از پست‌های دولتی محکوم شد که بنا به گفته محمد اشرفی اصفهانی، رئیس هیات بدوی رسیدگی به تخلفات اداری، «رای سازمان بازرسی کشور منتج به این شد که رسائی دیگر صلاحیت داشتن مسوولیت در آینده را ندارد» که البته حمید رسائی در مصاحبه‌ای ضمن عدم پذیرش این حکم، آن را غیرقانونی خوانده و گفته است: «هدف از حکم غیرقانونی صادره با انگیزه‌های کثیف سیاسی، برای بستن دهان منتقدان است.» 
 
داریوش قنبری، نماینده مجلس هفتم و هشتم، در پاسخ به این پرسش که آیا احضار پی‌درپی وزرای دولت به مجلس و طرح سوال‌ها از طرف اعضای جبهه پایداری یک نوع فرار به جلو محسوب می‌شود یا خیر به خبرنگار «آفتاب» گفت: من فعالیت‌های حمید رسائی و اعضای جبهه پایداری علیه رئیس‌جمهور و دکتر ظریف، را ناشی از حس انتقا‌م‌گیری آن‌ها از دولت  یا به تعبیر بهتر از رای مردم می‌دانم. این کارها را بیشتر در جهت مایوس‌کردن مردم و غیرموثرجلوه‌دادن رای مردم انجام می‌دهند.
 
وی افزود: تلاش رسائی در جهت ناکام‌کردن و زمین‌گیرشدن دولت است البته شاید تخلفاتی که انجام داده است در رفتار و فعالیت‌هایش تاثیرگذار باشد و بخواهد به واسطه سنگ‌اندازی در مسیر دولت آن‌ها را لاپوشانی کند اما هدف اصلی‌اش ناامیدی مردم از رایی که داده‌اند، است.
 
این نماینده مجلس اضافه کرد: از ابتدای شکل‌گیری دولت دکتر روحانی این سنگ‌اندازی‌ها بوده و فقط هم محدود به حمید رسائی نمی‌شود بلکه یک جریان فکری است که علیه دولت تصمیم‌گیری می‌کنند و سعی در اخلال‌گری در  مسیر پیشبرد منافع ملی دارند.
 
قنبری خاطرنشان کرد: متاسفانه ما شاهد آن هستیم که این افراد گاهی مواضعی می‌گیرند که کاملا با مواضع دشنمان و رقبای ما در منطقه همسو است و کسی احساس نمی‌کند که این مواضع از سر دلسوزی برای منافع ملت ایران است. وقتی این افراد درمسیری حرکت می‌کنند که خواست دشمنان و رقبای ما در منطقه است هیچ عقل سلیمی نمی‌تواند بپذیرد که اقدامات آن‌ها می‌تواند در راستای منافع ملت ایران باشد.
 
این فعال سیاسی در پایان سخنانش با اشاره به محرومیت حمید رسائی از 5 فعالیت در پست‌های دولتی و اتهاماتی نظیر زمین‌خواری گفت: اگر صحت این موضوعات تایید شود که این نمایندگان در پروژه‌هایی مثل زمین‌خواری دست داشته‌اند، قطعا دیگر نمی‌توانند از مبارزه با فساد و دلواپسی‌هایشان نسبت به مساله هسته‌ای سخن بگویند. 
 
به گزارش آفتاب، همچنین سخنگوی اصل نود مجلس از کاهش محکومیت حمید رسایی از یک سال و نیم حبس به پرداخت جزای نقدی 10 میلیون تومانی خبر داد و گفت: تشخیص این که مصونیت نماینده‌ها مربوط به وظایف نمایندگی است یا نه و این که اظهارنظر یا این عملکرد در راستای ایفای وظایف نمایندگی است یا خیر، مطابق تبصره ذیل ماده 9 قانون نظارت بر رفتار نماینده‌ها بر عهده هیات نظارت بر رفتار نمایندگان است.
 
 


:: برچسب‌ها: داریوش قنبری ، حمید رسایی ، فساد مالی ,
:: بازدید از این مطلب : 97
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 23 بهمن 1393 | نظرات ()
نوشته شده توسط : غلامرضا نیک نام

افراد می‌توانند با ده درصد کاهش وزن، سلامت خود را بهبود دهند

'درک ضعیف پزشکان و متخصصان بالینی از علت چاقی و اینکه چرا افراد چاق نمی‌توانند وزن کم کنند یا وزن خود را کم نگه دارند، مانع از درمان موثر چاقی می‌شود.'

این نظر چهار محقق آمریکایی است که آن را در تحلیلی در نشریه معتبر لنست منتشر کرده‌اند.

در حال حاضر باور رایج این است که چاقی بیشتر محصول سبک زندگی ناسالم است و افراد چاق اگر کمتر بخورند و بیشتر تحرک داشته باشند، می‌توانند وزن کم کنند.

آنها معتقدند توصیه به افراد چاق برای کاهش وزن با ورزش و رژیم غذایی نتیجه فهم نادرست ماهیت این مشکل است و با چنین توصیه هایی نمی توان جلوی شیوع گسترده چاقی را گرفت:

"توصیه به کاهش مصرف کالری به فردی که قصد کاهش وزن دارد شاید در این حد موثر باشد که به کسی که به شدت در حال خونریزی است، بگوییم از اشیاء تیز پرهیز کند."

دکتر کریستوفر اُچنر یکی از نویسندگان این تحقیق می گوید در واقع عده کمی از افراد می توانند بر چاقی خود غلبه کنند و بیشتر به طور گذرا ممکن است وزن خود را کم کنند:

"بیشتر افراد چاق می توانند چند ماهی وزن کم کنند اما ۸۰ تا ۹۵ درصد آنها دوباره به وزن قبلی برمی‌گردند."

این محققان معتقدند محدود کردن مصرف کالری باعث تغییر سوخت و ساز بدن می شود.

"این افراد با کسانی که هم‌جنس و هم‌سن و هم‌وزن آنها هستند اما هیچگاه چاق نبوده‌اند کاملا از نظر زیست‌شناختی متفاوتند."

این تغییرات ممکن است آنقدر شدید باشد که در درازمدت، اصلاح سبک زندگی را در بسیاری از افراد چاق بی اثر کند.

بیست درصد موارد چاقی علت ژنتیکی دارد

انتشار این تحلیل در نشریه لنست با انتشار تحقیق دیگری در نشریه نیچر همزمان شده است.

در این تحقیق، پژوهشگران از شناسایی ۹۷ ناحیه در ژنوم (مجموعه ژنها) انسان خبر داده‌اند که باعث چاقی می شوند. این ژنها علائمی را که مغز برای کنترل اشتها و تنظیم مصرف انرژی صادر می کند کنترل می‌کنند.

آنها با بررسی رابطه ژنها و فرآیندهای مغز به این نتیجه رسیده‌اند که چاقی ممکن است ریشه در کارکردهای دستگاه عصبی داشته باشد.

این تحقیق همچنین نشان می‌دهد که بیش از بیست درصد موارد چاقی منشا ژنتیکی دارد بنابراین ورزش و تغذیه نقش اندکی در کاهش وزن این افراد دارند.

پروفسور الیزابت اسپلیوتس از دانشگاه میشیگان می‌گوید ژن های متعددی در ایجاد چاقی نقش دارند بنابراین "احتمال اینکه برای غلبه بر چاقی یک راه حل برای همه موثر باشد بسیار کم است."

"در حال حاضر ما در توصیه های عمومی درباره سلامت و وزن، جنس و سن فرد را در نظر می‌گیریم."

"اما امیدوارم این اطلاعات در باره ژنها به ما کمک کند در آینده به هر کس توصیه های خاص خود او را کنیم."

دکتر اسپلیوتس می گوید در آینده می‌توان با بررسی ژنتیکی متوجه شد آیا چاقی فرد، خطر بیماری‌ها را افزایش می دهد یا نه؛ چون در درصدی از افراد، چاقی باعث خطری برای سلامتی ایجاد نمی‌کند و حتما "افراد چاقی هستند که بسیار سالم هستند."

دکتر ریچل بَتِرهم رییس مرکز کاهش وزن دانشگاه UCL لندن می گوید صدها بیمار را دیده که "تقریبا همه آنها" با موفقیت وزن کم کرده اما دوباره به وزن سابق برگشته‌اند چون "بدن آنها از نظر زیست شناسی مایل است به حداکثر وزن برگردد."

بسیاری تحقیقات علل فرهنگی و رفتاری را بیش از ژنتیک در چاقی موثر می‌دانند

"وقتی کسی اضافه وزن پیدا کند سازوکار بدنش از نظر زیستی تغییر می کند. فهم اینکه وزن کم کردن و کم نگاهداشتن وزن برای این افراد چقدر دشوار است پیامی است که باید منتقل شود."

پروفسور جان ویلدینگ استاد مرکز پیری و بیماری های مزمن دانشگاه لیورپول می‌گوید کاهش وزن با رژیم و ورزش بهترین روش است اما بیشتر کسانی که به این ترتیب وزن کم می‌کنند اگر به تغذیه سابق برگردند دوباره وزنشان زیاد می‌شود:

"در واقع برای کسی که وزنش را از ۱۰۰ کیلو به هفتاد کیلو رسانده بسیار بسیار دشوارتر است که در این وزن بماند تا برای کسی که وزنش همیشه هفتاد کیلو بوده است، چون این افراد باید دائم با مجموعه ای از علائم پیچیده متابولیک در نبرد باشند که به بدنشان می گوید باید صد کیلو وزن داشته باشند."

با این حال برخی متخصصان با این دیدگاه مخالفند از جمله تام فرای از مجمع ملی چاقی می گوید:

"اگر عزم افراد برای کاهش وزن جزم باشد شعار قدیمی کمتر بخورید و بیشتر تحرک داشته باشید هنوز موثر است."

"زیست شناسی بدن انسان در ۴۰ سال گذشته تغییر نکرده، اما در آن زمان، افراد، کمتر چاق بودند. وزن کم کردن نیاز به اراده دارد اما برخی تسلیم شکمبارگی می شوند."

اما دکتر اچنر معتقد است پزشکان و متخصصان وقتی از افراد می‌خواهند رفتار خود را تغییر دهند، نباید ریشه های بیولوژیک چاقی را نادیده بگیرند:

"به چاقی باید به چشم یک بیماری مزمن و مقاوم به درمان نگاه کرد که دلایل بیولوژیک و رفتاری دارد."



:: برچسب‌ها: ورزش + کاهش وزن ,
:: بازدید از این مطلب : 87
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 23 بهمن 1393 | نظرات ()
نوشته شده توسط : غلامرضا نیک نام

خواب مناسب برای جوان‌ها و بزرگ‌سال‌ها بین ۷ تا ۹ ساعت است

بیشتر مردم وقتی کم خوابیده باشند می‌فهمند. اما کم یعنی چقدر؟ یا جور دیگر بپرسیم: چقدر خواب کافی است؟ نتیجه تحقیقات بنیاد ملی خواب ایالات متحده نشان می‌دهد نیاز گروه‌های مختلف سنی به خواب با هم فرق می‌کند.

عواملی مثل بی‌برنامگی، مصرف الکل و محرک‌های دیگر مثل قهوه و نوشیدنی‌های انرژی‌زا، و صد البته زنگ ساعت و نور خورشید، می‌توانند ساعت زیستی (یا همان سایت بیولوژیک) انسان را به‌هم بریزند.

نوزادها بیش از همه به خواب نیاز دارند – حتی تا ۱۹ ساعت در شبانه‌روز هم عادی است

بنیاد ملی خواب آمریکا که یک مؤسسه خیریه در ایالت ویرجینای آمریکاست، می‌گوید برای فهمیدن این‌که یک نفر چقدر باید بخوابد باید به سبک زندگی‌ او نگاه کرد. اما به‌طور کلی می‌توان اعداد زیر را پیشنهاد کرد:

نوزاد (تا ۳ ماه): در حالت ایده‌آل باید بین ۱۴ تا ۱۷ ساعت از هر شبانه‌روز را بخوابد، هرچند ممکن است ۱۱ تا ۱۳ ساعت هم کافی باشد. بهتر است خواب نوزاد بیش از ۱۹ ساعت نشود.

قنداقی (۴ تا ۱۱ ماه): میزان توصیه شده بین ۱۲ تا ۱۵ ساعت است. در کمترین حالت ۱۰ ساعت. بعد از سه ماهگی، خواب به‌هیچ‌وجه نباید از ۱۸ ساعت بیشتر شود.

نوپا (تا ۲ ساله): عدد پیشنهادی بین ۱۱ تا ۱۴ ساعت است، اما هر رقمی از ۹ تا ۱۶ ساعت قابل قبول است.

پیش‌دبستانی (۳ تا ۵ سال): متخصصان معتقدند ۱۰ تا ۱۳ ساعت خواب برای این گروه سنی عالی است. کمتر از ۸ یا بیشتر از ۱۴ ساعت مناسب نیست.

مدرسه‌رو (۶ تا ۱۳ سال): توصیه بنیاد خواب ملی آمریکا ۹ تا ۱۱ ساعت خواب در شبانه‌روز است. کمتر از ۷ یا بیشتر از ۱۲ ساعت خوب نیست.

نوجوان (۱۴ تا ۱۷ سال): خواب مناسب برای این گروه ۸ تا ۱۰ ساعت است. کمتر از ۷ و بیشتر از ۱۱ ساعت توصیه نمی‌شود.

جوان (۱۸ تا ۲۵ سال): برای این گروه ۷ تا ۹ ساعت خواب مناسب است. حد پایینی ۶ و حد بالایی ۱۱ ساعت پیشنهاد شده.

بزرگ‌سال (۲۶ تا ۶۴ سال): مثل گروه قبلی.

بازنشسته (۶۵ سال به بالا): در این سن ۷ یا ۸ ساعت خواب در شبانه‌روز مناسب است. خواب نباید از ۵ ساعت کمتر یا از ۹ ساعت بیشتر شود.

بهتر بخوابیم

کم‌خوابی به سلامتی و کار انسان ضربه می‌زند

متخصصان بنیاد ملی خواب آمریکا برای بهبود کیفیت خواب هم توصیه‌هایی دارند. مهمترین این توصیه‌ها این است که خواب "در اولویت باشد".

نکات دیگر این‌هاست:

  • برنامه خواب‌ ثابت داشته باشید، حتی آخر هفته‌ها
  • قبل از خواب به کاری مشغول شوید که برای‌تان آرامش‌بخش باشد
  • هر روز ورزش/نرمش کنید
  • دما، صدا، و نور اتاق‌خواب را به اندازه مطلوب‌تان نگه دارید
  • تشک و بالش راحت انتخاب کنید
  • از "خواب‌دزدها"، مثل الکل و کافئین، بپرهیزید
  • پیش از خواب وسایل الکترونیکی را خاموش کنید


:: برچسب‌ها: مدت+خواب +مناسب ,
:: بازدید از این مطلب : 77
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج شنبه 23 بهمن 1393 | نظرات ()
نوشته شده توسط : غلامرضا نیک نام

 

عضو سابق کنگره آمریکا بعد از سفر به تهران: اگر توافق نشود دولت آینده ایران تندرو خواهد بود"جیم اسلاتری" نماینده سابق کنگره آمریکا که به عنوان تنها عضو کنگره آمریکا پس از انقلاب اسلامی در ماه دسامبر گذشته سفری به ایران داشته است، می گوید ایرانی ها به دنبال احترام هستند و در صورت شکست مذاکرات هسته ای زمام امور این کشور بار دیگر به دست تندروها خواهد افتاد.

به گزارش عصر ایران به نقل از گاردین، این برای نخستین بار پس از انقلاب سال 1357 است که یک  عضو سابق یا فعلی کنگره آمریکا با دعوت رسمی به ایران سفر کرده است.

اسلاتری 66 ساله روز دوشنبه در سخنانی در اندیشکده "شورای آتلانتیک" در واشنگتن با اشاره به سفر اخیر خود به ایران گفت:" ایرانی ها عمیقا به دنبال کسب احترام هستند."

نماینده سابق دموکرات از ایالت کانزاس در کنگره آمریکا (از سال 1983 تا 1995 ) با اشاره به اینکه او تنها و نخستین عضو کنگره آمریکا است که به دعوت ایران پس از انقلاب اسلامی دو ماه پیش به ایران سفر کرده است ، گفت حسن روحانی و حلقه مدیران اطراف او عمیقا متعهد به بهبود روابط بین ایران و ایالات متحده آمریکا هستند.

او افزود:" و به عقیده من اگر آنها (دولت روحانی) در این مساله شکست بخورند ما احتمالا با بازگشت دوباره تندرو ها به قدرت در ایران مواجه خواهیم بود.

این نماینده کنگره آمریکا گفت در جریان دیدارش از ایران متوجه شده است مقامات ایرانی از نتایج انتخابات اخیر کنگره بر توانایی دولت اوباما برای رسیدن به توافق هسته ای با ایران نگران اند و نگران این مساله اند که آنها بهترین توافق خوب از نظرشان را روی میز بگذارند و کنگره با اکثریت جمهوریخواه آن را رد کند.


"اسلاتری" عضو سابق کنگره آمریکا در سفر به تهران و در جریان مصاحبه با خبرنگاران ایرانی
 
عضو سابق کنگره آمریکا: اگر توافق نشود دولت آینده ایران تندرو خواهد بود
 اسلاتری می افزاید:" این یک فاجعه سیاسی خواهد بود. از همین رو مقامات ایران می خواهند به این تضمین برسند که تنها با دولت اوباما در زمینه توافق هسته ای طرف هستند و رشته های توافق احتمالی آنها با دولت اوباما از سوی کنگره پنبه نشود."

این نماینده سابق آمریکا گفت هم آمریکا و هم دولت ایران باید برای رسیدن به یک توافق مورد قبول بین المللی مسئولیت رفع موانع آن را بپذیرند.

او با اشاره به اینکه یکی از بزرگ ترین مشکلات کنونی در آمریکا برای رسیدن به توافق با ایران عدم اطلاعات کافی مقامات واشنگتن از واقعیات سیاسی موجود ایران  و جهل آنها نسبت به ساختار حکومتی این کشور است ، پیشنهاد داد:" یک راه موثر برای برقراری ارتباط با ایران ایجاد گفت و گو با این کشور از طریق زبان مذهب یعنی یک عامل موثر و قوی در هر دو جامعه ایران و آمریکا است.

او گفت:" ایران یک کشور مذهبی است و مذهب بخش بزرگی از زندگی آنها را تشکیل می دهد مثل برخی از ایالت های آمریکا از جمله کانزاس که من سال ها نماینده آن بودم."


:: برچسب‌ها: جیم اسلاتری، ، کنگره آمریکا، ، مذاکرات هسته ای ، ,
:: بازدید از این مطلب : 109
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : چهار شنبه 22 بهمن 1393 | نظرات ()